در سالی که جهان با سرعتی سرسامآور به سمت رباتهای انساننما، اتوماسیون پیشرفته و هوش مصنوعی حرکتی جدی کرده، ویدیوهای منتشرشده از نمایشگاه کیش اینوکس بازتابی غیرمنتظره در شبکههای اجتماعی داشت. در این ویدیوها، به جای معرفی یک محصول تکنولوژیک جدید یا دستاورد واقعی، دو بازیگر زن و مرد با لباسهای ساده و گریم مصنوعی در نقش «ربات» ظاهر شدهاند. این ایده در فضایی منتشر شد که افکار عمومی، بیش از هر زمان دیگری، وضعیت فناوری و فاصلهی ایران با تحولات جهانی را زیر ذرهبین گذاشته است.

مقایسه ناخواسته با همسایگان؛ شکاف واقعی کجاست؟
بخش بزرگی از انتقاد کاربران از این نکته آغاز شد که چرا در زمانی که کشورهای منطقه، از عربستان با پروژههای جاهطلبانهی رباتیکش گرفته تا امارات با پارکهای رباتیک، بهدنبال توسعهی رباتهای واقعی هستند، ایران به سراغ ساخت «انسان رباتنما» رفته است؟ در شبکههای اجتماعی، این حرکت بیشتر بهعنوان یک نمایش تبلیغاتی کمهزینه و غیرکارشناسی دیده شد تا یک تلاش جدی برای ورود به عرصه رباتیک.
در واقع، مخاطب امروز بهخوبی تفاوت بین فناوری واقعی و نمایشهای سطحی را تشخیص میدهد. وقتی رباتهای نسل جدید مانند Ameca یا Optimus تسلا در خط تولید و پژوهشگاهها آزمایش میشوند، قرار دادن دو بازیگر با لباسهای مثلا شبهربات، بیشتر موجب حس عقبماندگی میشود تا پیشرفت.
طراحی ضعیف؛ از گریم تا پوشش
یکی از نقاطی که بیشترین واکنشها را برانگیخت، کیفیت طراحی این رباتنماها بود. لباس رباتنمای زن به شکلی دوخته شده که خطوط زیرلباس او کاملاً قابل مشاهده است؛ موضوعی که از نظر زیباییشناسی، محصول حرفهای در یک نمایشگاه و حتی استانداردهای ابتدایی پوشش، انتقادهای فراوانی را به همراه داشت.

در کنار این مسئله، گریم او نیز نتوانسته حس «غیرانسانی» یا «مصنوعی» مورد انتظار از یک ربات را ایجاد کند؛ تا جایی که جوشها و ناهمواریهای پوستش بهوضوح دیده میشود. به بیان دیگر، اگر هدف ارائهی یک نمایش فانتزی بوده، کیفیت پایین طراحی تناسبی با استانداردهای یک رویداد بزرگ اقتصادی و فناوری ندارد و اگر هدف تداعی یک ربات واقعی بوده، نتیجه بیشتر به رباتهای جشنوارههای محلی شباهت دارد تا یک نمونهی قابل ارائه در نمایشگاهی بینالمللی.

ربات با حجاب؛ تناقض یا نماد؟
یکی از عجیبترین بخشهای این نمایش، «حجاب کامل» رباتنمای زن بود؛ مسئلهای که پرسشهای زیادی دربارهی منطق طراحی آن ایجاد کرد. در جایی که رباتها در جهان برای یک کارکرد مشخص (صنعتی، خانگی، پزشکی یا خدماتی) طراحی میشوند، در ایران رباتنماها ناخواسته تبدیل به نمادی اجتماعی شدند. در شبکههای اجتماعی بهطنز گفته شد که این «ربات اسلامی» است؛ موجودی که قرار است تکنولوژی را با محدودیتهای فرهنگی ترکیب کند. اما پرسش اصلی این است: آیا یک ربات که نه جنسیت دارد و نه هویت انسانی، باید الزاماتی انسانی را رعایت کند؟
این تناقض نهتنها موجب شوخی و طنز شد، بلکه نشان داد گاهی طراحی در ایران بهجای پیروی از ضرورتهای تکنیکی، تابع ملاحظات غیرتکنولوژیک میشود؛ همین هم فاصلهی میان «پیشرفت واقعی» و «نمایش ظاهری» را بیشتر میکند.
جمعبندی؛ ضرورت بازگشت به واقعیت
ماجرای رباتنماهای کیش یادآور این نکته است که نمایش با فناوری اشتباه گرفته نمیشود. مخاطب امروز باهوشتر از آن است که با رباتهای مصنوعیِ انسانی فریب بخورد؛ بهخصوص در عصری که رباتهای واقعی در حال قدم زدن، حرف زدن و تعامل با جهان هستند.
اگر قرار است ایران در حوزهی فناوری جایگاه معناداری پیدا کند، مسیرش نه از دکور و گریم و نمایشهای فرمالیته، بلکه از پژوهش، حمایت واقعی از شرکتهای دانشبنیان و تلاش برای ساخت محصولاتی میگذرد که بتوانند در سطح منطقه و جهان رقابت کنند. نمایش انسان رباتنما شاید چند ساعت جلب توجه کند، اما چیزی به دستاوردهای ملی اضافه نمیکند. واقعیت، جای دیگری در جریان است.
نوشته رباتنماهای کیش؛ وقتی «ظاهر» جایگزین فناوری میشود اولین بار در چی بپوشم| اولین وب سایت تخصصی مد و لباس. پدیدار شد.